بنام خدا

در ماجرای تلخ سال1388 رهبری معظم جمهوری اسلامی جمله ای کلیدی فرمودند که علاوه بر حل معضل آن دوران پایه ای برای آینده نظام گردید وآن جمله  این بود(فصل الخطاب قانون است).بله مگر در کشور بالاتر ازقانون هم وجوددارد؟ قانون با انواع گوناگون خود محصول اراده الهی وجمعی ملت ایران است. این امر آنچنان در قانون اساسی منصوص است که همه افراد دربرابرآن مساویند حتی رهبری ومراجع دینی در برابر قانون حقوقی مساوی با دیگران دارند.اینک با توجه بصراحت موضوع در عجبم که چرا در برخی استانها ویا شهرها ساز دیگری زده میشود؟مثلا اگر کنسرتی مجوز اجرا دارد ومردم منطقه درخواست آنرا دارند چگونه میتوان مانع اجرای آن شد؟آیا یک امام جمعه ویا مرجع دینی میتواند از اجرای آن جلوگیری کند؟ بنظر حقیر خیر چون مشکلی در اجرای حق قانونی مردم نیست .البته راه برای ممانعت از انجام امری وجوددارد وآن هم راه قانونی است .مگر نه اینکه برهر حکمی میتوان اعتراض نمود اما راهش در دادگاه بالاتر است نه تهدید دادرس ویا دولت .اگر در یک استان یا شهر شخصیتی موافق با انجام فلان برنامه نیست میتواند از پیروان خود بخواهد که پیگیر این امور نباشند نه اینکه دیگرانی را که مایلند از حقشان محروم کنند. بهرحال کشور متعلق به ملت ایران است ومردم حق دارند نظر بدهند ودرخواست امری را بکنند وبزرگان نیز هریک حق واحدی دارند والبته چنانچه آنان نیز متحد باشند میتوانند در اداره منطقه خود موثر باشند والا با نظرات فردی نمیتوان در اجرای قانون اخلال نمود . اگر در دنیا واتیکان استقلال رای دارد بخاطر اینستکه یک کشور مستقل محسوب میشود ولی درکشورما هنوز فدرالیسم حاکم نیست چه برسد به استقلال برخی از مناطق .پس صلاح دین ودنیا در این است که فصل الخطاب قانون باشد تا نظرات فردی وشخصیتها.