بنام خدا

درسراسر هستی یک حقیقت وجودارد وآن خداوندهستی ویگانه است اما یگانه های بسیار درهستی وجوددارند ازجمله خود من وخود شما تنها تفاوت درمن وشما با خداوند هستی درکمال است او وجودی کامل درعلم وقدرت ومن وشما موجودی ناقص درعلم وقدرت. پس من هم یگانه ام وشما هم یگانه اید وخداوند هم یگانه است منتها من وشما بسوی کمال میرویم تا دربی نهایت خدا شویم. ای انسان تو یگانه ای درهستی هیچ موجودی چون تو نیست وتنها موجود کامل آفریدگار توست پس به پیش بسوی خدای خود تا به کمال برسی. همه موجودات هستی بدون استثنا مسیر کمال را طی میکنند وسر انجام به کمال میرسند این اراده الهی است که بر آفریدگان خود جاری ساخته است .جهنم ابدی نخواهد بود زیرا با سرشت کمال هم خوان نیست وروزی با پاک شدن اهل آن درب آن بسته میشود وبهشت درانتظار همگان است وبهشت همان مسیر کمال است.

در روزگار ما وهمه اعصار تنها دشمن آدمی کفر بوده است که انسان را از آفریدگار خود جدا میکند ودر پهنه هستی بی پناه رها میسازد باید ازاین دشمن پوچی گریخت وبه سرزمین آفریدگار یگانه قدم گذاشت .

ای انسان تو وخدای تو یگانه است .توبا مرکز هستی مستقیم درارتباطی .ممکن است بعللی خطوط ارتباطی مختل شود اما بسهولت برطرف میشود وتو دربرابر خداوند قرار داری .همیشه فرض کن اولین انسان روی زمین هستی مانند آدم ویا حواویا همان تارزان تنها در پهنه جنگل وتو هستی وخدای تو و همه موجودات در خدمت تواند همسر فرزندان طبیعت وجانوران ازآنها برای رشد خود بهره گیر وبسوی کمال بتاز .