بنام خدا

در هستی یک حقیقت وجود داردوباید آنرا یافت وبدان ایمان آورد وجود این همه کهکشان با فواصل نجومی بیهوده نیست ویک حقیقت پنهان در ورای آن است باید برای کشف حقیقت تلاش کرد بی مایه فطیر است . همه امور برای انسان یگانه است وتعددی وجودندارد. هر دینی درزمان خود وبرای مردمان آن زمان بوده است . در حقیقت یک دین برای هر انسانی وجود دارد وآنرا باید پیدا کرد .همه ما در یک سرزمین زندگی میکنیم وتحت یک قانون وبا حکومتی واحد سرو کارداریم .در امور هستی یک حقیقت وجوددارد وقرآن کریم از وجود دین بنام تسلیم دربرابر حق یاد کرده است(اسلام). انسان باید حقیقت یگانه رابیابد وآنگاه قانون هستی را بدست آورد مهم نیست که آورنده آن قانون کیست؟ مگر در کشورخودمان قانون را پیاده میکنیم میپرسیم که تدوین کننده آن کیست؟ مهم خود قانون است نه آورنده ومهمتر ازآن کشف قانون حقیقی است . اگر درسراسر کره خاکی هر کس تلاش کند حقیقت هستی را بیابد وپی به قانون اوببرد او دربرابر حقیقت تسلیم شده است . اینکه گفته میشود در قرآن کریم که مومنان برادر یکدیگرند تنها نظر بر مسلمانان نیست هر کس به حقیقت واحد برسد واز قانون او پیروی کند او مومن به خداوند است وبا سایر مومنان برادر اگر یکی بسوی کعبه نماز میگذارد ودیگری دربرابر دیوار ابراهیم نماز میخواند اگر مومن بکار خود باشند آندو برادرند ودر پناه خداوند . نتیجه اینکه تعدد ادیانی وجود ندارد اینها متعلق به زمان های خود است همیشه یک دین برای مردم جهان ویک قانون وجوددارد وباید آنرا کشف وایمان بدان داشت. البته نقش روحانیون هر دینی که آنرا وسیله ارتزاق خود کرده اند در ایجاد تعدد ادیان نباید ازنظر دور داشت.