بنام خدا

چگونه اختلاف نظرات فقها قابل حل است

یکی از مباحث مهم دین اسلام مبحث فقه است که بررسی احکام را برعهده دارد ومانند همه دانشها که متخصصان آن دارای اختلاف نظر هستند درفقه نیز چنین است اما باوسعت فراوان بنحویکه میان برخی نظرات فقها زمین تا آسمان تفاوت وجودداردوهرگز هم تا زمانیکه معصوم حضور نداشته باشد حل نمیشود.اما در دو مرحله این مشکل برای کسانیکه میخواهند احکام را اجرا کنند قابل حل است

یک: درامور فردی- در اینجا مراجع متعددی که همان متخصصان فقه واحکامند در جامعه وجوددارند. هر فرد مکلف است اگر نمیتواند فقیه باشد ازیک مرجع پیروی کند.با اتخاذ این روش مشکل اختلاف نظرات برای آن فرد حل میشود. مثلا ممکن است مرجعی در امری حکم به وجوب دهد ودیگری بر استحباب این اختلاف در عالم بحث قابل حل نیست اما فرد پیرو با انتخاب مرجع وپیروی از فتوای او مسوولیت از وی سلب میگردد واو بوظیفه خود عمل کرده است.

دو:در امور اجتماعی-در یک جامعه اسلامی مانند جمهوری اسلامی این مشکل با ایجاد دومرجع که در قوانین اساسی گذشته بی سابقه است قابل حل است .وجود 6 فقیه در شورای نگهبان ونظارت بر مصوبات مجلس شورای اسلامی موجب میشود که کلیه مصوبات مجلس منطبق بر احکام اسلام باشد . چنانچه نمایندگان مجلس با نظرات شورای نگهبان موافق نباشند مصوبه را به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع میدارند واگر آن مرجع مصوبه خلاف شرع را تصویب نمود تبدیل به قانونی شرعی میشود. بنابراین یک فرد مسلمان در امور اجتماعی باید از قوانین پیروی کند همانگونه که درامور فردی از فتوای مرجع دینی خود پیروی میکند. بدینوسیله اختلافات فقها در امور اجتماعی هم مرتفع میگردد وکلیه مراجع نیز تابع قانون مصوبند.مثال عینی میتوان گفت که برخی ازفقها تجسس درامور دیگران را برای حفظ اسلام مجاز میدانند اما با تصویب قانون اساسی وممنوعیت تجسس درامور دیگران این امر دیگر جای بحث ندارد

 

لبته در جوامع غیر اسلامی که قوانین منطبق براسلام نیست هر فرد باید با نظر مرجع دینی خود عمل کندویا اینکه بنابراحتیاط بگونه ای عمل کند که مباینت با شرع نداشته باشد.