بنام خدا

در نظام های حکومتی که رهبری بدون مدت است مانند سلطنتی وامپراطوری دوامر همیشه موجب مشکل بوده است یکی ادامه حکومت حاکم ودیگری انتقال حکومت به وارث او مثلا گاه آنقدر حاکم پیر وفرتوت میشود مانند ملکه انگلیس که مردم دیگر نمیتوانند شاهد آن چهره باشند اما حاکم خود خواهان بقاست ودیگر اینکه در انتقال حکومت بوارث یحتمل وارث ذکور ندارد ویا وارث فردی شایسته نیست که این خودبرمشکلات می افزاید وهمچنان در این سیستم ها این امر وجوددارد . در دنیای ما که عموما نظام ها بسوی جمهوریت تبدیل شده است حس قدرت طلبی روسای جمهوررا برآن داشته تا برمدت ریاست خود بیافزاید وگاه تا پایان عمر بماند وبعد هم نقشه انتقال قدرت را بفرزندان خود بکشد مانند آنچه در کشورهای آسیای مرکزی ومیانه جاری است ویا اخیرا درترکیه شاهدیم. خوشبختانه در جمهوری اسلامی ایران مساله رهبری نه لزومی به تداوم در یک فرد دارد ونه مساله توارث مطرح است. طبق قانون اساسی مجلس خبرگان میتواند بابررسی صلاحیت های رهبری موجود وشرایط وی تصمیم مقتضی بگیرد و فرد جایگزین میتواند هر شخص دیگری باشد.برخی زمزمه ها در فضای مجازی مطرح است که مثلا ادامه رهبری در خاندان امام راحل ویا رهبری فعلی صورت پذیرد که اینها امری نادرست است .اگر این امر در نسل امامان چنین بود آنان منصوب حقتعالی بودند ومعصوم ونباید امری را که به عهده نمایندگان مردم است را به انتصاب الهی متصل نمود.صلاح ملت ایران دراینستکه هر چه قدرت در درون یک خانواده ویا گروه متمرکز نشود زمینه های فساد کمتر رخ میدهد . ما نباید مشابه آنچه در کشورهای رها شده از چنگ کمونیسم عمل کنیم باید بمردم خود نشان دهیم که قدرت متعلق به همه آنان است وهرگز در جمعی خاص تمرکز پیدا نمیکند .