بنام خدا
2-احترام به قانون دومین وآخرین شرط زندگی اجتماعی است

تازمانی که فرد تنها زندگی میکند مشکلی با کسی نخواهد داشت اما زندگی با دیگری سرآغاز مشکلات ودرگیری است.اولین مجموعه اجتماعی خانواده است وبعد اجتماعات سیاسی تا برسد به کشور وبعد سازمان ملل .در تمامی این اجتماعات قطعا احترام به عقاید دیگران مشگل گشا نیست چون درعمل عقاید گوناگون موجب تضاد ودرگیری میشود .برای حل این معضل احترام به قانون تنهاراه میباشد . چون قانون محصول اراده جمع است واحترام به قانون نوعی احترام به عقاید افراد است. شاید ریشه شرط اول زندگی اجتماعی به همین قانون باز گردد .چه عقیده یک فرد قانون درون اوست ودر بیرون هم قانون جمع است که از تلاقی قوانین درونی به یک برآیند میرسد. بنابراین اگر بطور کلی بگوئیم که احترام به قانون چه عقیده فردی وچه قوانین اجتماعی شرط لازم وکافی برای یک زندگی سالم میباشد کاملا سخنی بجاست.البته هر قانونی کامل نیست ومیتواند تغییر واصلاح گردد عقاید افراد در مباحث منطقی قابل اصلاحند وقوانین جامعه از طریق مجالس قانونگذاری نیز تغییر پذیر است .تنها یک مورد بطور استثنا وجودارد وآن انقلاب است که در سراسر عمر یک انسان شاید یکبار ویا دوبار روی دهد چرا که این قانون عمومی نیست .این روش شورش وطغیان علیه وضعیت موجود است که در فرد موجب میشود کلیه باورهای خود بدور ریخته وخودرا تخلیه کند ودوباره اندیشه خودرابسازد ودر جامعه بساط یک نظام را برچیده وسیستمی نو برپا کند .