بنام خدا

آنچه در حس آدمی می گنجد محسوس است مثلا آنچه را می بیند یا می شنود یا می بوید یا می چشد ویا می پساواید .اینها اموری هستند که به حواس پنجگانه آدمی درک میشود وبدانان محسوسات میگویند. البته هرچه برتعداد حواس افزوده شود ودر آینده آنرا کشف کنیم بردامنه محسوسات افزوده میشود مثلا برخی حس سقوط را مطرح کرده اند . در هرحال حواس احصائی نیست ومیتواند روزی بشر به حس جدیدی برخورد کند.محسوسات کلا مادی ومرکب از ماده وجسم اند  اما حس دیگری هست که باید آنرا حس درون نامید که آنچه دردرون آدمی است. قطعا مراد از درون پیکر درونی نیست که خود مادی است وبا دستگاه میتوان آنرا دید بلکه اموری است که واقعیت دارد وتنها هر فرد باید با جستجو در درون آنهارا بیابد . مثلا خداوند فرشته موجود ملکوتی ویا روح که هر انسانی با توجه به توانمندی خود میتواند آنهارا دردرون خود کشف کند .اینها مادی نیستند تا با حواس مادی درک شود بلکه غیر مادیند وحس درون که خود غیر مادی است قادر بدرک آنهاست.

اگر برای دیدن دقیق یک جسم نیاز به چشم سالم است ویا درزیر میکروسکوپ باید  آلودگی های آن جسم زدوده شود برای دیدن یا شنیدن امری درونی باید آز آلودگی ها پاک شویم وذهن را آماده درک آن کنیم . حس درون همه امکانات حواس بیرونی را دارد یعنی هم می شنود وهم می بیند وهم سایر محسوسات را درک میکند . این تجربه درونی همان عرفان است که امری شخصی است وهرکس خودباید بیابد .همانگونه که انسان با آگاهی برمحسوسات تواناتر میگردد برآگاهی نسبت به درون نیز قدرتمندتر میشود. دانش تجربی مجموعه ای از دانش محسوسات به همه انواع آن است که آدمی مستقیما با واقعیت برون ودرون خود در تماس قرار میگیرد یا  با حواس ظاهری ومادی ویا حس باطنی

در کنار حس که با واقعیتها روبروست عقل وجوددارد که واقعیتهای درون ذهن را (کلیات) را درک میکند و قوه تخیل که قادر به آفرینش است.