بنام خدا

هرگاه گروهی بر حداکثر نظریات خود ایستادگی کند نتیجه ای که بدست می آید گریز گروه مخالف است وان هم همان کاری را میکند که طرف او کرده است ولذا نزدیکی این دو غیر ممکن است . در غدیر پیامبر گرامی فرمان الهی را ابلاغ کردند آنچه از فرمان در نظر عموم است مساله خلافت حضرت مولاست امری که بدون بیعت مردم غیر ممکن بود وهمین امر اهل سنت را واداشت تا در مقابل اصل امامت را نیز ندیده بگیرد وبر خلافت شورائی خلفای ثلاث پا فشارد. در حالیکه اهل سنت باید بدین سوال پاسخ جدی بدهند که آیا پس از پیامبر کسی متصدی نبوت او شد؟ آیا راه پیامبر تداوم نیافت؟ اگر نیافت پس چگونه همه پیامبران بزرگ وصاحب دین مروج داشتند اما دین محمد ص که آخرین دین وبرای مدتی بسیار طولانی باید میبود برایش خداوند متصدی قرار نمیداد؟ آیا این نقص نمی بود؟ واگر کسی هم راه پیامبر را تداوم می بخشید از سوی ایشان تعیین شد؟ واگر نشد چه کسی عهده دار راه ایشان بود؟ آیا هرکسی میتوانست راه نبوت را طی کند ؟ اینها سوالاتی است که اهل سنت باید بدان جواب قانع کننده ای بدهند. خلیفه اول اگر منتخب مردم بود تنها خلیفه بود نه کسیکه بتواند دین خدارا مدیریت کند. جانشین نبوت باید کسی باشد از جنس پیامبر ومعصوم ومعلوم است که خلفای ثلاث هرگز معصوم نبوده اند . پس برای اهل سنت لازم است که بغیر از خلیفه بدنبال امام وجانشین پیامبر درامر هدایت بشر باشند و تاریخ نشان میدهد که درغدیر پیامبر بفرمان الهی علی را معرفی فرمود نه برای خلافت که امری کم ارزش است بلکه برای امامت که درردیف نبوت ورسالت است . تاکید شیعیان درمساله غدیر برروی امر خلافت اهل سنت را بگریز ازامامت واداشت .در حالیکه مساله امامت ریشه اختلاف دو مذهب است نه امر بی ارزش خلافت که لازمه عملی آن بیعت مردم است.وما میتوانیم با پذیرش امر امامت بدون توجه بخلافت با هم متحد شویم.