بنام خدا

اگر به آفرینش انسان نگاه کنیم خداوند ابتدا آدم راآفرید وآنگاه که آدم احساس تنهائی کرد(نیاز)زن را برای او آفرید.
  
ازهمین روایت کوتاه پی میبریم که نیاز جنسی مرد مساله اصلی ومهمتر از زن است ودیگر اینکه ریشه همه مفاسد را باید در مردان جستجوکرد.چرا که اگرمردان جامعه سالم باشند زنان جامعه به فساد کشیده نمی شوندواین هم از برکات خداوند برزنان است.
  
ارضاء جنسی یک مرد با یک زن (قانونی) امری طبیعی است ونیاز به بحث وگفتگو ندارد .هرگاه این امر طبیعی امکانش نباشد مسیر انحراف پیش میاید .ابتدا به خود ارضائی وسپس به همجسنگرائی.
  
دوعامل موجب این انحراف است یک عدم دسترسی به ازدواج (دائم وغیر دائم) ودیگری ناآگاهی مردان برامر زناشوئی
  
در اینجا قصد نیست که از انسان هائی سخن بگوئیم که دچار بیماریهای ژنتیکی هستند.
  
داستان ازکجا آغاز میشود؟ مردی امکان ازدواج ندارد ابتدا به خود ارضائی گرفتار میشود وپس ازچندی بعلت تنوع گرفتار دیو همجنسگرائی میگردد. حال اگر همین فردی که خود ارضائی میکند امکان ازدواج بیابد چون مدتها گرفتار یک امر غیر طبیعی بوده توان نزدیکی با همسر را ندارد ودرنتیجه گاه از همبستری فرار میکند وباز گرفتار دیو همجنسگراها میشود.
  
اما اگر کسانی هم امکان ازدواج را در همان جوانی بیابند وبنوعی نتوانند همبستری مناسب داشته باشند کم کم از این امر لازم برای زندگی دلسرد میشوند ودرنهایت باز بدام دیو همجنسگرائی می افتند.
  
می بینید که فقدان ازدواج در سن مناسب واقدام به خودارضائی و عدم آگاهی از امور زناشوئی علت اصلی این انحرافات بوده وچه آثار سوئی درپی دارد.
  
بنظر بنده علاوه براینکه نظام باید شرایط ازدواج را برای جوانان فراهم کند زمینه آموزش به آنان را نیز فراهم کند تا اگر ناآگاه هستند ویا دچار خودارضائی شده اند وحتی گرفتار دیو همجنسگرائی بیاموزند که چگونه از این نعمت خداداد بهره برند تا هم خود خشنود شوند وهم همسران آنان وهم ازدام همجنسگرائی رها شوند.
با پوزش از دوستان مساله استمنا-لواط-سحق وزنا در رسالات عملیه آمده است که به موارد انحرافات بالا اشعار دارد.