بنام خدا

طبق اصل 107 مجلس خبرگان رهبری برای یک امر تشکیل میگردد وآن تعیین رهبراست وبدنبال آن پیگیری امور رهبر تا چنانچه یکی ازشروط رهبری را فاقد گردید برکنار ورهبر جدید نصب کند.

در عمل اشکالاتی برنمایندگان مجلس خبرگان وارد شده که در نتیجه مجلس خبرگان نمی تواند آنگونه که باید برامور رهبری نظارت کند عمل نماید. در اینجا دومورد را مینویسم.

طبق اصل109 رهبری باید دارای صلاحیت علمی برای افتا عدالت تقوا بینش سیاسی اجتماعی تدبیر شجاعت مدیریت وقدرت کافی برای رهبری باشد.

برای تشخیص این شروط درافراد چه کسانی صلاحیت دارند؟ آیا هر مجتهدی دارای چنین صلاحیتی هست؟ بعضا می بینیم که برخی ازآنان فاقد برخی صلاحیتها هستند. که البته این برعهده شورای نگهبان است تا دقت لازم بعمل آورد ویا اینکه مردم درانتخاب خود دقت کنند. این اولین اشکال

اشکال مهمتر اینستکه نمایندگان مردم در خبرگان خود منصوب رهبری ویا کس دیگری میشوند در این صورت چگونه میتوانند بوظیفه خود عمل کنند .دقت کنید نمایندگان خود در نصب رهبری صاحب رای اند آنگاه رهبری آنهارا به منصبی برساند.آیا میشود کسی نماینده مردم وهم رهبر باشد؟ آیا تناقضی روی نمیدهد؟ آیا امکان دارد میان منافع مردم ورهبری یکی را انتخاب کند که در جهت نفع خودباشد.هم اینک طبق قانون اساسی (141)نمایندگان مردم درمجلس شورای اسلامی حق ندارند در قوای دیگر ویا مشاغل تجاری وارد شوند والا اعتبار آنها سلب میشود.حال درنظر بگیریم که مردم فردی را تعیین کنند وآن شخص ازسوی رهبری به امامت جمعه یا آستان ها ویا بنیادها منصوب شوند آیا دیگر قادر خواهد بود تا درمورد شروط رهبری تصمیم بگیرد؟ هرفرد یا باید نماینده مردم باشد ویا منصوب رهبری واینجاست که درعمل پارادوکس مشاهده میگردد که باید درانتخابات آینده همه این اشکالات برطرف شود.یا کسانی که منصوب رهبریند استعفا بدهند ویا اینکه بنمایندگی انتخاب نشوند