به نام خدا
درباره پیدائی آدم کتب آسمانی روایتی را نقل کرده اند که تاریخ آن به 10 هزارسال پیش میرسد که همگان ازآن آگاهند ولی باطرح نظریه داروین وتحقیقات علمی دانشمندان ومشخص شدن درخت حیات انسان آغازین داستان دیگری پیدا کرد واینکه انسان خردمند امروزی در طی200هزارتا 100هزارسال پیش تکامل یافتند.اگر چه هنوز تحقیقات ادامه دارد وحلقه مفقوده همچنان پا برجاست آیا میتوان با همین آگاهی های موجود در کتب مقدس وتحقیقات دانشمندان زیست شناس این فاصله زمانی میان این دو آدم وانسان (آغازگران)را توجیه نمود؟
بنده براین باورم که هرگز میان علم ودین تعارض وتضادی وجودندارد واگر علم تجربی بطور صحیح بدست آید خود مفسر مطالب موجوددرکتاب آسمانی است .در این مورد نظر بنده بدین شرح است:
یک:در تاریخ ادیان قید شده که انسانهای آن دوران مانند آدم وفرزندان وی عمرهای طولانی داشته اند.بنابراین میتوان فرض کرد که تاریخ پیدائی حضرت آدم را میتوان به عقب برد تا زمان پیدائی انسان خردمند وبا یکی شدن تاریخ آغاز آدم وانسان روایت دینی وعلمی متحد میگرددوداستان آدم وفرزندان او با عمرهای دراز ادامه دارد تا توفان نوح و همه آنها از میان میروند وبا فروکش کردن آب زندگی نوینی آغاز میگردد. دراین تحلیل تنها یک شجره نامه برای انسان وجوددارد
دو:اگر نخواهیم این فاصله را پر کنیم در این صورت داستان حضرت آدم دیگر روایت انسان نخستین نیست بلکه قصه اولین پیامبر خداست که در زمان موعود برای انسانهای آن زمان گسیل شد تا مردم را به دین خدا دعوت کند.در این وجه آدم اولین نبی است نه اولین انسان خردمند امروزی
در این تحلیل در کنار شجره نامه انسان شجره نامه پیامبران وجانشینان آنهاست که ازآدم آغاز وبا مهدی موعود در پایان عمر انسان خاتمه می یابد.
باید تا پایان تحقیقات دانشمندان شکیبا باشیم