بنام خدا

در مورد اشغال لانه جاسوسی آمریکا درایران با ایتکه هنوز ابعادآن باز نشده است بنده درحد توان خود نکاتی را مطرح میکنم.

اولا اینکه آمریکا دشمن ملتهاست وبدنبال منافع خود است واینکه در سفارتخانه ها جاسوسی مطرح است مطلبی روشن ونیاز به استدلال نداردودر مورد ایران ودخالت  آمریکا در سقوط دولت مردمی دکتر مصدق نیز همه چیز روشن است .لذا هدف این بحث رفع اتهامات ازآمریکا نیست وتنها اقدام های خودمان را تحلیل ونقد میکنیم .بعبارت دیگربدی دشمن دلیل برخوبی ما نیست چه ممکن است خودماهم همان اشتباهات آنهارا تکرار کرده ایم ولذا در بحث کاملا هوشیار باشیم که نقد خودمان مطرح است نه تبرئه دشمن.

اقدام به اشغال سفارت یک کشور وگروگان گرفتن نمایندگان سیاسی کشورها برخلاف عرف ومقررات بین المللی وخردمندی است ودر کشورهای راقیه در اینگونه موارد به دولت مربوطه اولتیماتوم میدهند تا سفارت رابسته وکشوررا ظرف یک تادوروز ترک کنند .اما جوانان ما سفارت آمریکارا بدلیل اینکه بعدا اسناد بدست آمد پیشاپیش بعنوان جاسوسخانه اشغال وجاسوسان را بمدت بیش ازیکسال درگروگان نگهداشتند وضمن اینکه موجب شد حیثیت ایران زیر سوال برود کشور درگروگان آمریکا درآمدوبا حمله به طبس برای نجات گروگانها امکان درگیری وجنگ نیز وجودداشت وسرانجام با هدایت امام واقدام مجلس موضوع فیصله یافت.

سوال اینستکه چرا ما اقدام به امری خلاف مقررات بین المللی کردیم؟ آیا از کجا میدانستیم که آنها جاسوسی میکنند؟ علم غیب داشتیم؟ تازه بنده همه اسناد را درآن زمان خریداری ومطالعه دقیق کرده ام جز چند نام چیزی مشاهده نشد البته امکان دارد عوامل دیگری مانند افراد تندرو نامشان درآمده اما صلاح در اعلام آنها ندیده اند.تنها دلیل مقبول اینستکه دانشجویان عصبی بوده وشرایط انقلابی بود واین رویداد روی داد. باشه این سخن مقبول است چرا زمانیکه سر عقل آمدند رهایشان نکردند آیا یک بازی سیاسی نبود؟

بنظر بنده اسلام چنین اقدامی را نمیپذیرد وبا منطق وعقل سازگار نبود .اگر همان زمان مانند بار اول که توسط چریکهای فدائی انجام شد فیصله می یافت روابط پیچیده نمیشد .اما شد آنچه شد ودوبار دیگر نیز سفارتخانه ها مورد یورش قرار گرفتند که درمورد اخیر ما درجهان اسلام واعراب ومنطقه محکوم شدیم .کاش برای یکبار صریحا رهبران ما یورش به سفارت را محکوم ودربرابر خاطیان با قاطعیت برخورد میکردند .اسلام ارزشش با یورش وحمله به افراد ومکانها نیست این اقدامات موجب بدنامی اسلام میشود همانگونه که شعار الله اکبر داعشیان والقاعده وطالبان به اسلام لطمه میزند.بهرحال بنده هرگز اقدام دانشجویان را نمیستایم واقدام آنانرا امری احساسی عصبی ودور از خردمندی میدانم وجای تعجب ازرهبران سیاسی ومذهبی هستم که چرا چنین مواردی را تایید میکنند.انقلابیگری شرایط خودرا دارد وباید به دوره خردمندی وارد شد.

رئیس مجلس: بی عقلی به نام انقلابی‌گری، ظلم به انقلابیون است
روحانی: شهید مطهری "اسلام انقلابی" را خطری بزرگ در برابر " انقلاب اسلامی" می دانست

http://www.netiran.net/behabadi/blog/1193124/