بنام خدا

سماع حرکتی دورانی وموزون که توسط شخص عارف انجام میشود وهدف آن اتصال به معبود وازنقص به کمال رفتن است. این امر در اشعار مولانا بکرات اشاره شده است. سماع اگر چه در ظاهر رقص می نماید اما هرگز رقص نیست چون در رقص حرکت در تمامی اندام است وبعنوان یکی ازهنرهای هفتگانه محسوب میشود .درحالیکه سماع هنر نیست بلکه نوعی تمرکز وارتباط با خداوند است .مشابه این عمل موارد دیگری داریم مانند حرکت دورانی پهلوانان در میدان زور خانه ویا حرکات موزون در یوگا وبرخی نرمشهای دیگر که بخشی ازورزش جسمانی وروحانی محسوب میگردد.
مقایسه سماع ورقص:مقایسه این دو نادرست است چون سماع امری برای کشف وارتباط با خداوند است درحالیکه رقص چنین نیست وبعلاوه در مساله انواع رقص آنچه موجب حرمت آن است لهو لعب بودن وتحریک شهوانی است در حالیکه در سماع چنین نیست.بنابراین یکی از عالم عرفان ودیگری از دنیای فقه واحکام است و اصل دراحکام فقهی هم اباحه است یعنی تا حرمت امری درمیان نباشد آن امر مباح است.
البته درمورد رقص وموارد مجاز آن چون اختلاف نظر در فتاوی هست پیروان هر مرجع باید به رساله عملیه مرجع خود مراجعه کنند .ضمنا مراد ازسماع آن امری است که توسط مولانا انجام میشده است ومواردیکه الان در دنیا انجام میشود ممکن است با آنچه مولانا انجام میداد ه است متفاوت باشد . بنابراین صحت سماع بمعنای تائید هر اقدامی که صوفیان انجام میدهند نیست.