بنام خدا
 
میدانیم امور عملی هر انسانی دو دسته اند واجبات و مستحبات . واجبات اموری است که توسط هرفرد باید انجام شود اما مستحبات اموری است که انجام آن دارای ثواب است ولی عدم انجام آن عقا ب ندارد.دسته اول که فرد باید آنهارا انجام دهد اموری است که به نفع خود فرد محسوب میشود مثلا اگر نماز میخواند برای آینده خودش هست واگر روزه میگیرد باز برای سلامتی خودش هست واگر زکات میدهد مالیات مال خودش هست تا پاکیزه شود .بهرحال همه واجبات درجهت منافع خود فرد است . اما انجام مستحبات نیز دودسته اند دسته ای که باز بهره اش برای خود فرد است مثلا نماز میخواند یا روزه میگیرد ویا حج عمره میرود نفعی برای دیگران ندارد. اینجاست که مرز خدمت به دیگران از خدمت بخود جدا میشود . باید سراغ مستحباتی رفت که بهره اش بدیگران برسد .
مثلا بجای نماز مستحبی یا روزه مستحبی بدیگران ازاموال خود ببخشد وبجای رفتن حج مستحبی وجه آنرا به نیازمندان بدهد ویا برای هزینه مسجد مقبره مناره چاپ قرآن وکمک به منبر وتکیه وعلامت امام حسین اینهارا به نیازمندان بدهد وخلاصه برای خدمت بدیگران از اعمالی استفاده کند که هیچ بهره ای برایش ندارد نه برگشت مال ونه احترام دیگران ونه شهرت . رفع نیاز حاجتمند برهر اقدام دیگری حتی خدمت به ضریح امام یا رونق بازار اسلام مرحج است. اینجاست که هر فرد میتواند ببیند که چند مرده حلاج است؟ آیا خدمتگزار مردم است؟ یا باز بدنبال خدمت بخویش است درلباس استحباب.
اگر آن عارف فرموده اند که عبادت بجز خدمت خلق نیست مراد دقیقا همین عرض بنده است والا عبادات واجب که برعهده انسان هست وپاسخگو ست .ارزش آدمی بعد از انجام واجبات آغاز میگردد . نه خداوند نیازمند است ونه معصومان .نیازمند بندگان نیازمند خداوندند که ما وسیله روزی رسان آنانیم اگر لایق باشیم.انجام واجبات رفع تکلیف میکند ومارا به بهشت میرساند اما درجات عالی دربهشت ازآن کسانی است که فراتراز آنها برای محرومان گام زده اند بویژه محرومانی که در خواست کمک نمیکنند وآبروی خویش را بر کمک دیگران ترجیح میدهند.